Enter Chat Room

اسلایدر

just exo

ابزار و قالب وبلاگ :: تم و?وزوب سا?ت رسم? باشگاه تاتنهام هاتسپر در ا?ران

,exolovers">


just exo

all about exo

بچه های نویسنده خواهش مندم ازتون که نام کاربری و رمزتونو برام یا توی همین پست خصوصی بفرستین یا بهم ایمل بزنید

Erika7jones@yahoo.com

erika7jones@gmail.com

اگه تو نظر برام فرستادید ک فبها اگه هم ایمل دادید یه لطف کنید تو همین پست بهم بگید ک مثلا اریکا من به جیمیل/ایمیلت .. ایمیل دادم برو ببین

چون من سرم شلوغه نمیتونم هر دقیقه برم چک کنم ببینم برام چیزی اومده یا نه

خیلی مهمه عزیزانه من همه چیزم با لادن اونی در میان گذاشته شده

 

? دوشنبه پنجم آبان 1393 15:43 بـه دستانــ Erika ?


kai

 

*سلام!به وبلاگ ما خوش اومدید!*

 

امیدواریم اوقات خوبی رو اینجا سپری کنید و نظر هم یادتون نره!اینجا انتقاد و

پیشنهاد پذیرفته میشود امابی احترامی و توهین به نویسندگان قابل قبول نیست!

اگه هم دوس دارین نویسنده بشین شرایط نویسندگی که تو ادامه مطلبه رو بخونین

و درخواست بدین!

 

در صورت فلـ  ــفلی شدن به آدرس :

www.exolovers1.blogfa.com

و اگر اینم فلــ ــفلی شد به آدرس بعدی ما:

www.exolovers2.blogfa.com

مراجعه فرمایید

 

^_^ با تشکر مدیریت وب:لادن 

 

 


برچسب‌ها: exo
? یکشنبه بیستم مرداد 1392 14:54 بـه دستانــ diana ?


سلام بچه ها این چه وضع نظره؟؟

اصلا من تا 15 نشه قسمت بعد نمیزارم!!

شما 1 وبلاگ پر از نوشته میواین و ما هم نظر برای روحیه....

پس بهتره با هم کنار بیایم!!

اریکا جان من از اونجایی که حافظه ندارم یادم نیس چه کاری ازم خواستی 1 بار دیگه میگی؟؟

همین دیگه!!

بای بای تا نظر 15 تا بشه

? جمعه سی ام آبان 1393 18:14 بـه دستانــ muse ?


آخیش سلام اینم تمام کردم برید ادامه شنبه امتحان ریاضی دارم و هیچی نخوندم ولی نشستم اینو تایپ کردم بخونید نخونید نظر بدید ندید فرقی نمیکنه فقط ب‌جون خودم بخونی و دعا برا امتحان ریاضیم نکنی کلامون با هم گره کوره میخورده

تا بعد بای

 


... ادامـ ه حرفـامـ ...
? پنجشنبه بیست و نهم آبان 1393 15:11 بـه دستانــ artmis ?


سلاااااااااااااااااااام!

من اومدم با یه نظر سنجی!دارم یه داستان جدید می نویسم...البته اینو بگم که حالا حالا نمیذارمش و

بعد از اتمام سه تا داستانم میذارمش...دلیل اینکه این چند وقته آپ نمیکنم هم اینکه قرار در وب تغییراتی

ایجاد بشه !خوب برین ادامه در نظر سنجی شرکت کنید که بسیار مهمه...خودم در نظر کایول داشتم اما

گفتم یکم تغییر و تحول لازمه برای داستانام...!یه خلاصه کوچیک و یکم معرفی گذاشتم بگین کدوم زوج

 واسه داستان خوبه...بله...البته باید انتخاب کنید!بفرمایید ادامه...!

بچه یه چیزی:نظرتون درباره دو دوست=سهون و کای _پسر جدید =لوهان ،چیه؟

اگه خوبه که همین اگه خوبم نیس شماره6!



... ادامـ ه حرفـامـ ...
? پنجشنبه بیست و دوم آبان 1393 13:50 بـه دستانــ nemesis ?


رمز توی پست موقت هستش

سارا         آرتمیس       زهرا       پرنیان       ریحانه

برید ادامه مطلب بقیه نیازی نیست برن

البته ترانه جان شما هم برو اما اول اون کاری که ازت خواستم رو برام بکن آجی


... ادامـ ه حرفـامـ ...
? شنبه هفدهم آبان 1393 21:12 بـه دستانــ Erika ?


سلام

آقا من تصمیم دارم هفته ای 1 بار آپ کنم!!

برای تفریحم که شده نوشتن خوبه!!

خسته شدم از بس.... بی خیال!

بفرمایین ادامه

نظرا بالای 15 نباشه هفته دیگه فرشته ی من نداریم!

http://panup.net/uploads/f959531_My_angel_22.jpg


... ادامـ ه حرفـامـ ...
? جمعه شانزدهم آبان 1393 16:58 بـه دستانــ muse ?


سلااااااااااام!سلام به روی ماهم...به چشمون سیاهم...خخخ!

خوب اول از همه یه حرفی دارم باهاتون...اینکه چرا اینقدر نظرات کم شده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

دیگه داستانامو دوس ندارین؟نمیخونید اصن؟

خوب وان شات هایی که قولشو داده بودم دیر شد....میدونم...ولی خوب حق بدین

بهم...درسام کلی سخته...این وضع نظرات شما...خوب من چی بگم آخه؟

هوووووف...برین ادامه تا دق نکردم...و این که این وان شات یه خورده کوتاهه

و خوب یه قسمته!

رمز:xiuhan

kai


برچسب‌ها: xiuhan
... ادامـ ه حرفـامـ ...
? جمعه شانزدهم آبان 1393 9:36 بـه دستانــ nemesis ?


سلااااااااااااام!

من اومدممممممممممممممم!این قسمت پنجم داستان روح!نظرات زیر 25 باشه قسمت بعدو نمیذارم!



... ادامـ ه حرفـامـ ...
? پنجشنبه پانزدهم آبان 1393 13:14 بـه دستانــ nemesis ?


این کادوی من به اوپام

محرمه و اصلا نمیخوام جشن بگیرم

اوپا جونم بعدا جبران میکنم برات الان نمیشه

? پنجشنبه پانزدهم آبان 1393 12:58 بـه دستانــ Erika ?


تولده کریییییسسسسس

جییییغغغغغ(نزنید)

دسسسسسسستتتتتت(نزنید)

هوووووووررااااا(نگید)

*خخخخ یاد خاله شادونه افتادم

آخه محرمه با این حال تو لد میگیریم :-) خب بدو برو ادامه ی مطلب


... ادامـ ه حرفـامـ ...
? چهارشنبه چهاردهم آبان 1393 19:35 بـه دستانــ artmis ?


اینم کادوی کریس ب شما وگرنه من نمیخواستم پست بزارم

برید ببینید ب چ روزی دراومدن وااایییی

*اکسو+سوجو+سونوشیده

جییییییییییییغغغغغغغغ

(صدای زمینه هستش:-) 


... ادامـ ه حرفـامـ ...
? چهارشنبه چهاردهم آبان 1393 18:52 بـه دستانــ artmis ?


سلام...!

بلاخره موفق شدم واسه وب یه چت روم بذارم!داستانمم به زودی آپ میکنم!

حرفای قبلیم زیاد جدی نگیرین!بله...!

محرم و شهادت امام حسین (ع) رو هم بهتون تسلیت میگم!

کاری ندارین؟بابای!


? سه شنبه سیزدهم آبان 1393 17:59 بـه دستانــ nemesis ?


بچه ها برین ادامه که 1 عالمه باهاتون حرف دارم!!

بنده هم ترانه هستم...اگه به جا نمیارین!!


... ادامـ ه حرفـامـ ...
? دوشنبه پنجم آبان 1393 19:55 بـه دستانــ muse ?


بچه ها من واقعا فک میکنم دیپگه جایی تو این وب ندارم!

واقعا نمیتونم ادامه بدم...وقتی

پستای قبلی رو خوندم مخم سوت کشید...نمیدونم چرا بچه ها اینکارو کردن...شاید

دلیل محکمی واسه اینکارشون داشتن اما من تنها دلیلم برای موندن اینجا دوستام

بودن که الان هیچ کس نیست...اگه بقیه برنگردن و پست نذارن با عرض معذرت باید

 منم برم...!نمیدونم دارم بعدش چیکار کنم؟شاید یه وب دیگه زدم شایدم کلا از کره

و کره ای جماعت دست کشیدم...امیدوارم درکم کنید...بدون بقیه خیلی برام

سخته...!

? چهارشنبه سی ام مهر 1393 17:9 بـه دستانــ nemesis ?


سلوووووووووووووم!نویسنده ها بیاین داسی بذارین خوووووووووب!اعصاب ندارما!

چت وب کوش؟نویسنده ها کوشن؟بچه های خواننده کوشن؟اونی لادن کوش؟چه

خبر اینجا؟اصن از این وضعیت خوشم نمیادا...!زود باشین...زود باشین همه پست بذارین!

کای


... ادامـ ه حرفـامـ ...
? چهارشنبه سی ام مهر 1393 14:4 بـه دستانــ nemesis ?


سلوم بچه ها اریکام (بیشترتون به اسم نیکا میشناسین منو )

خب بیخی مهم نیست

زیاد حرف نزنم برم سره اصل موضوع

قالب رو دوست دارین؟

اگه نه قبلی رو بزارم

یه سری مشکلات داره که البته درستش میکنم  پس بر پایه یه سری مشکلات نظر  ندید

اما آخر هفته من باید برم و به نت دسترسی ندارم

میخوام بلاگ به حالت اول برگرده ..اوکی؟

چت هم میگردم یدونه خوب پیدا میکنم

قراره این بلاگ خیلی تقعییر کنه و برگشتم دونه دونه میبینید

یه سری حرفای مهم هم دارم که وقتی قالب رئ 100 در 100 اوکی کردم بهتون به عنوان مدیر موقت میگم هاهاها

خب الانم برم دیگه بخوابم

آنیووووووووووووووووو

? چهارشنبه سی ام مهر 1393 0:3 بـه دستانــ Erika ?


اصن خوشم نمیاد وب این مدلیه!خیلی خلوته!

هیییییی روزگار!

کای


... ادامـ ه حرفـامـ ...
? سه شنبه بیست و نهم مهر 1393 18:11 بـه دستانــ nemesis ?


چرا وب اینقدر خالیه؟چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

اووووووووووف!داشته باشین اینو تا بقیرو بذارم!راستی چت وب کجاست؟گم شده؟


... ادامـ ه حرفـامـ ...
? سه شنبه بیست و نهم مهر 1393 18:6 بـه دستانــ nemesis ?


سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام!

خوفین؟تعجب نکنید خودمم...کامبک زدم!بله!

هق هق کلی هم گریه کردم!تو وب چه اتفاقی افتاده؟چرا همه رفتن؟هوم؟

لوهااااااااااااااااااااااااااااان!هق هققققققققققققققققق!کلی گریه کردم واسه رفتنش!

خوب...دیگه چه خبر؟چیکارا میکنین؟هوم؟؟اصن کسی هست تو وب؟

میخواستم امشب داسی بذارم اما مث اینکه اوضاع خیلی خرابه...!یعنی نذارم

دیگه؟هوم؟خوب...خوب...من دیگه برم...نت مال خودمه اما خوب درس دارم شب

میام اگه وضعیت خوب بود داسی میذارم!

kkikk

 

? سه شنبه بیست و نهم مهر 1393 15:53 بـه دستانــ nemesis ?


قلبمممممممممممم

وای اونی لادن ی جوری اس دادی من مردم و زنده شدم ب خدا فکر هایی کردم بسی بدو وحشتناک مثلا اینکه زدی وبو پاک کردی

خخخخ ی چیزی خخخخخ وای خدا خندم بند نمیاد خخخخخ اخه من ب شما چی بگم خخخخخخ من گفتم تا تابستون داسی نمیزارم نه اینکه میرم از دستم راحت میشین من همچنان پنجشنبه ها میام نت و الانم ب خاطر تحیق اومدم نمیتونم زیاد بمونم

اریکا جونم مدیر شدیییی بیا بخلمممم...نه اصن نیا(اون چ حرفایی بود زدی اخه کنارم بودی اون لحظه موهاتو دونه دونه میکندم)

والا من هرجا بودم ب فکر این وب بودم حتی شده تو بیمارستان ....بیخیالش اصن! ولی فقط اینو بگم ک رو دلم میمونه رو دل میکنم من هیچوقت کم کاری نکردم برای این وب و این فکر میکنم تنها چیزیه ک هییییچ تایید میکنم هیچ شکی بهش ندارم وقتی خودم ب این موضوع ایمان دارم لازم نی توضیح بدم برای کسی

اریکا جون همه رو برات تیک زدم اگه بتونی شمارتو برام نظر خصوصی کنی ممنون میشم ب محض اینکه ببینمش حذفش میکنم(بالاخره مدیران باید باهم در تماس باشن

میگم کاری خواستی بکنی جون مادرت ندا بده من قلبم ضعیفه

برم تا پنجشنبه رمزارو ب متقاضیان بدم 

اهان راستی اونی لادنو اینقد حرص ندید دیگه گوناه داره

منم حرص ندید گوناه دارم اریکا هم حرص ندید گوناه داره

و اینکه هیونگ جان بنده با شما حرف هایی دارم ک پنجشنبه میزنم 

قصدمم از این پست اعلام حضور بود(همون ک گفتین خودتونین)

پس تا بعد بای

? دوشنبه بیست و هشتم مهر 1393 20:7 بـه دستانــ artmis ?


سلوم بچه ها

عاقا منم مدیر شدم مرسی ممنونم سپاس گرازمممم

فقط یه چیزی

آرتمیس بیا منو فعال کن من هیچ غلطی الان نمیتونم بکنم

بدوووووووووووو من کار دارم هوو کوچولویه من

? شنبه بیست و ششم مهر 1393 19:42 بـه دستانــ Erika ?


دوباره سلام.من الان واقعا نمیدونم چیکار کنم.نمیدونم درسته ک وب دو مدیره بشه یا نه.ولی کارایی ک به ارتی دادم به تو هم میدم اریکا ولی لطفا لطفا باعث نشه جنگو دعوا و اختلاف بوجود بیاد وگرنه کلا وب رو میبندمو خیال هممونو راحت میکنم.قبل هرچیز یادتون باشه ما یه گروهیم برای هم و باهم بودن تلاش میکنیم نه برای یه نفر.لطفا همین الان هرکسی ک میخواد بره بره ک بیخود معطل این قضایا نشیم ک کی هست و کی نیست و دم بدیقه یکی بخواد بزاره بره.اقا جان کل اکسو میره با این اوصاف میمونید یا نه.همین الان تکلیف خودتونو روشن کنید.این وب تا چند ماه اینده اینجور نمیمونه.مدیریت هم چیز موقته وقتم ک باز شه خودم میام سروقتش پس الان هرکی میتونه به پر بودن وب وخالی نبودن عریضه اقدام کنه بسم الله.اریکا با پنلت میتونی به همه چیز دسترسی داشته باشی.ارتی واریکا لطفا با هم همکاری کنید و پشت هم باشید.من برام فرقی نداره همتونو به یه اندازه دوست دارم و براتون احترام قائلم.شماره ی منو ک دارید ندارید هم ارتی داره ازش بگیر.لطفا همین الان بحث رو تمومش کنید.ازتون خواهش میکنم من دارم میرم تا دوهفته نیستم لطفا پشت هم باشید نه روبروی هم.خواهش میکنم.دوستون دارم فعلا بای

 رمزنو بده به ارتی چون من رمزتو ندارم نمیتونم امکانات و اختیاراتتو زیاد کنم باید رمزتو بگیرم بعد تیک بزنم موفق باشید.بی بروگرد هرکی میخواد بره همین الان بره لطفااااااا.بزودی خودم میام سروقت وب تا اونموقع کسایی ک واقعا هستن اعلام وجود کنن لطفا.بای

? جمعه بیست و پنجم مهر 1393 12:59 بـه دستانــ diana ?


بچه های نویسنده و مخصوصا آرتی جون کد در پست های موقت هستش بیاین

خیلی مهمه حرفم هرچی فکر کردم دیدم خیلی بیخوده الان تو این وضعیت بزارم برم

 


... ادامـ ه حرفـامـ ...
? جمعه بیست و پنجم مهر 1393 10:24 بـه دستانــ Erika ?


خب سلام

بخدا میدونم خسته شدید از این همه پستای خداحافظی و فلان چیز!

ولی ایشالله ک اخریشه:)

خب من تازه فهمیدم ک فقط فقط طرفدار لوهان بودم نه اکسو پس  حالا ک لوهان رفت منم باید ی جورایی از اکسو خداحافظی کنم:(

برا شماهام ک بد نمشه از دست من راحت میشید...

خلاصه ی حرفم ازتون نمیخوام درکم کنید یا هرچیزی بخدا  حاضرم تا اخر عمرم نویسنده وب باشم ولی باور کنید نمیشه وقتی اکسوی10 نفررو میبینم گریم میگیره  پس ازم ناراحت نباشید:(

از ارتی و لادن اونی هم تشکر میکنم و هم معذرت خواهی ببخشید رفیق نیمه راه بودم:(

خب دیگه ایشالله موفق و سرزنده باشید:)

بای دوستای گلللللم

(زهرا.لولو)

http://sms.dostaneh.com/wp-content/uploads/2013/01/sms-Khodahafezi-dostaneh.com2_.jpg

? جمعه بیست و پنجم مهر 1393 3:14 بـه دستانــ diana ?


سلام به همه.خوبید.ببخشید میدونم واقعا بی معرفتم ولی خب رکی میدونه چقدر درس دارم.زبانی ک دارم میخونم واقعا سنگینه

خب شروع جالبی نیست اصلا

دلم برای همتون تنگ شده بود خیلی خیلی و میبینم که همه دارید میرید کم کم.مثل اکسو...

مهم نیست تاهمینجاشم که با ما بودید واقعا از تک تکتون ممنونم.

آرتی مرسی از حرفای قشنگت.حرفات واقعا حرفای خودم بود

هفته ی قبل ک اومدمو دیدم لوهان رفت برای چند لحظه دنیا رو سرم خراب شد.تمام امیدو انگیزم از دستم رفت

یکی از دلایلی ک من رفتم مترجمی زبان چینی اکسو بود.نه اینکه بگم چشامو بستمو گفتم چون اکسو رو دوست دارم میرم چینی میخونم نه

ولی یکی از دلایلی ک بهم انگیزه میدادن اکسو بود.شب قبلش یعالمه عکس پرینت گرفته بودم ک بزنم به دیوار اتاقم تو خوابگاه یهو ک خبرو فهمیدم یخ زدم.دو-سه ساعت تمام نشسته بودم گریه میکردم ولی بعدش به یه نتیجه ای رسیدم

اینکه درسته ک اکسو با وجود12 نفرش کامل میشه اما اینجور برای لوهان بهتره.وقتی بودنش تو گروه بهش اسیب میزنه و موجب میشه زجر بکشه پس ناراحت چی باشم؟اگه من لوهانو دوست دارم  پس سلامتیش برام تو اولویته

وقتی اون اینجوری خوشحال تره پس دلیلی برای ناراحتی نیست

بچه ها من خیلی خوب میدونم ک مدیر خوبی نبودم واقعا تو بهترین شرایطی مکه میتونستم وبو پرکنم هیچ کاری نکردم چون شرایط روحی خوبی نداشتم.اما خیلی خوشحال بودم که کسایی هستن ک پشتمو خالی نمیکنن.من با خیلی از نویسنده هام ارتباط انچنانی نداشتم

مثلا آرتی.زمانی که بهم گفت امادگی مدیریتو داره واقعا مطمئن نبودم ک میشه بهش اعتماد کرد یا نه.ولی واقعا ازش ممنونم ک از یه دوست بیشتر برام مایه گذاشته و با وجود مشغله هاش پشتمو خالی نکرده اینا همه دلگرمیه

و اینکه خیلیاتون با اینکه پست نمیزارید ک مطمئنم از سرکمبود وقته ولی از اینجا نمیرید

آرتی اگه کسی میخواد بره حذفش کن.وقتی خواسته ی خودشه باید بره.کسی که خودش نخواد اینجا بمونه ما با زور نمیتونیم نگهش داریم تجربشو خیلی خوب داشتم

اینم بهتون بگم این وب الان یمدته ک اینجوریه.مطمئن باشید از سال بعد اوضاع خیلی فرق خواهد کرد.وقتی به یه حدی برسم ک بتونم بخونمو بفهمم اونوقت اینجا با چیزایی مواجه میشید ک هیچ وب دیگه ای گیرش نمیارید

من برای کسی نامه ی فدایت شوم ننوشتم.موقعیم که کارمو شروع کردم تنهای تنها بودم.با2نفر خواننده.پس اگه کلتونم بریدو این وب دوسال خاک بخوره ترسی ندارم.و واقعا ممنونم از دوستای قدیمی و جدیدو خوبی ک تا این حد به من لطف داشتن.از ته قلبم دوستون دارم

یه نصیحت خواهرانه هم براتون دارم

هیچوقت از درستون برای گروهی ک دوسش دارید نزنید.آرتی راست میگه:اینا همه سراسر زیباییه.اما پشتش شما رو از خیلی چیزا محروم میکنه.از چیزایی ک حقتونه بدستش بیاریدو از دستش میدید.اعضای اکسو تنها زمانی خوشحالن ک شما موفق باشید.شما هم برای اینکه فن خوبی باشید لازم نیست نصف وقتتونو به علافی پای نت بگذرونید.ادم بزرگی بشید ک به داشتن فن هایی مثل شما افتخار کنن.این مهمه.ببخشید انقدر زر زدم.طی2-3 هفته ی اینده لپ تاپ میگیرم و قول شرف میدم ک هرجور شده رد پارو بنویسمو تمومش کنم.برنامه ریزی میکنم ک برسم.ببخشید انقدر زر زدم.خیلی دوستون دارم.آرتی واقعا ممنون از زحماتت.وممنون از تمام کسایی ک تنهامون نمیذارید و کسایی ک رفتید مرسی از اینکه تا همینجا هم با ما موندید.دوستون دارم.بای

راستی من فردا میرم و تا دوهفته نمیام خونه پس اگ ج ندادم دلیل بر بی معرفتی نیست و اینکه ارتی رمز اصلیو باز برای امنیت تغییر دادم یادم بنداز بهت بدمش حتما.بای بای

? جمعه بیست و پنجم مهر 1393 1:15 بـه دستانــ diana ?


سلام عرض مینمایم به روح مرده ی وب! 

چرا دارین دونه دونه غیب میشین؟ اه باورتون نمیشه چقدررر درس دارم! البته فک نکنین میشنم همه رو میخونم ها! نه خیر! 

بچه ها اخه این چکاریه؟ ایا صحیح است که خانوادمونو تنها بزاریم؟ باشه دیگه همتون برین! ولی من اخرین نفری خواهم بو که از اینجا میرم

فعلا دارم یه وان شات کایسو مینویسم ! My teddy bear و Greedy رو هم میزارم

منتها نمیدونم Greedy رو شاد تموم کنم یا گریه دار!

بعدش اهان بگم که بخاطر رفتن رفتن لوهان ناراحت شدم ولی خب لوهانی هم زندس و نفس میکشه خدایی نکرده........ بیخیال بابا اکسو همیشه 12 نفرس! 

هیچ وقتم عوض نمیشهه! هیچ وقت! 

ببخشید زیادی حرفیدم، اگه واقعا بفهمم فیکام طرفدار داره زود به زود میزارم

من هنوزم هستماااا!

^^ ریحانه^^

? پنجشنبه بیست و چهارم مهر 1393 14:16 بـه دستانــ Maia ?



خب اینم کادوی خداحافظی من از این بلاگ

قسمت هفت

من ن بخاطر لواهان دارم میرم نه کریس اوپا

من لوهان رفت خوشحال شدم کریس اوپا هم رفت ناراحت نشدم اما خب خوشحالم نشدم

رفتن من از اینجا به این دلیله که این بلاگ شده بچه بازی تمامو کمال

من فعالیتمو ادامه میدم اما نه اینجا

هر کی منت میزاره رو سره بنده و داسی هامو میخونه آدرس جایی که فعالیت دارمو ازم بگیره

خداحافظ

پ.ن خیلی حرفا داشتم بزنم اما زدنشون کاملا بی فایدست


... ادامـ ه حرفـامـ ...
? پنجشنبه بیست و چهارم مهر 1393 13:18 بـه دستانــ Erika ?


(سلام)

من بعد از آخرین پستی ک گذاشتم اولین باریه ک میام نت درگیریامم مثه همه زیاده

نویسنده ها پر اعضای اکسو هم پر

من دیشب ی رمان خوندم ک چشم و گوشمو سر طرفداری و این حرفا باز کرد دیگه خودمو با اس امو امثالش بازی نمیدم و در جواب خانم/آقایی ک گفته اینا هیچ ربطی ب اس ام نداره باید بگم خودتو ب (ببخشید)کوری زدی یا واقعا نمیبینی!تنها حرفیه ک باید بشنوی

و اینکه زهرا واقعا ازت انتظار نداشتم ک اینجوری جا بزنی با همتونم مهم نیست ک منو ب شکل ی دختر کوچولوی وراج میبینین یا نه اما اینو تو ذهنتون فرو کنید و جواب سوال منو بدید

ب نظرتون کریس مرده ک اونجور عذا گرفته بودید و گرفتید ؟؟؟؟؟

لوهان مرده ک دارید پر میزنید ؟؟؟؟؟؟؟

گوش کنید ما طرفدارا(کسایی ک ب نظر خودم کم عقلیم) اعضای اکسو رو هر جا ک برن دوست داریم من ب جرات میگم اگه کایم ی روزی از اکسو بره برام فقط خوشبختیش مهمه اونا ک در هر صورت خوشبختی اون دنیا رو نمیبینن(نمیخوام بحثو باز کنم سراین قضایا ومیدونم ک خودتونم میدونید پس خودتونو گول نزنید آخرش اینه ک مثه من دعا کنید ب راه راست هدایت شن)پس حداقل تو این دنیا سالم و سلامت زندگی کنن و در اولویت اصلی خود شما ازتون میخوام برای ی لحظه هم ک شده سرتونو از زیر برف دربیارید و ب خودتون و بچه بازی هاتون فکر کنید نمیگم از تفریحتون ک طرفدارییه اکسوئه بزنید ولی اکسو رو فقط برای ی تفریح دوست داشته باشید تفریحی ک باهاش حتی شده دو دیقه از دنیای درس بیرون بیاین و شاد باشین اما فقط دودیقه نه تمام زندگی

(نمیخوام شعار بدم ولی با چشم خودم دیدم ک این سرگرمی هارو برامون ساختن تا دست از تلاش برداریم و افق نگاهمونو کوتاه کنیم و ب آینده ای ک واقعا حقمونه دست پیدا نکنیم)

زهرا من از نویسنده ها حذفت نمیکنم چون تابستون هممون مثه دوستای خوب دوباره تو این وب جمع میشیم و من برای اون موقع لحظه شماری میکنم

پس اومدم تکلیف خودمم مثه ترانه روشن کنم فک کنم اینجوری بهتره پس من تا تابستون داسی نمیزارم اما همیشه هستم این وبو ب راحتی ب دست نیوردم ک ب راحتی از دست بدم 

راجب نازی ک رفته حرفی ندارم بگم ولی ناراحت شدم از این ک خوشحال بود مثه مبینا میره فقط این ناراحتم کرد نازی جون بگم ک کار مبینا اصلا خوب نبود ک تو هم ب خودت افتخار کنی مثه اون رفتی و بگم رفتن تو و اون حداقل برای من صدوهشتاد درجه فرق داشت

پرنیان جون ممنون ک تو نرفتی با متن بلند بالایی ک نوشته بودی فک کردم تو هم میخوای بری ولی در کل ممنون

باز هم ممنون حرفامو خوندید 

×ملیحه جان آدرس ایمیلتو وقتی تو خصوصی میزاری باز نمیشه ک بهت رمزو بدم خود دانی×

? پنجشنبه بیست و چهارم مهر 1393 10:28 بـه دستانــ artmis ?


سلام دوستان!

ببخشید که انقد معطل کردم و نیومدم وب...درسام واقعا سنگینه...تازه یکم سرم خلوت شده ولی چه فایده!

میخواستم بگم دارم از این وب میرم...دیگه نمیتونم چیزی بنویسم!

دوستای خوبم که تو این وب باهاشون آشنا شدم میدونن که من از بین اعضای اکسو چقد لوهانو دوس داشتم!

حالا که رفته من دیگه انگیزه برای نوشتن یا خوندن داستاناشونو ندارم!

آرتمیس مطمئنم که الان حال منو درک میکنی پس خواهشا منو ببخش...اگه خواستی اسممو از تو نویسنده ها حذف کن...دیگه دلیلی واسه اینجا موندن ندارم!

بازم معذرت...خداحافظ!

? چهارشنبه بیست و سوم مهر 1393 20:55 بـه دستانــ Sol ?